عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
176
كشف الحقايق ( فارسى )
كل كه عقل و نفس فلكالافلاكست بهشت خاص است و در اين بهشت خاص بندگان خاص باشند اينست معنى : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي « 1 » . و آن از فلك اول تا « 2 » فلك الافلاك درجات بهشت است . باب بدانكه هيچكس نباشد كه او را گذر بر دوزخ نباشد اما سبب ماندن در دوزخ مناسبت است با اهل دوزخ و سبب نجات از دوزخ و رسيدن به بهشت مناسبتست با اهل بهشت اينست معنى : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا « 3 » . و هر يك استعداد آن دارند كه مناسبت با اهل دوزخ حاصل كنند و استعداد آن هم دارند كه مناسبت با اهل بهشت حاصل كنند اينست معنى : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ « 4 » . فصل در بيان درهاى دوزخ و درهاى بهشت بدانكه درهاى دوزخ هفتست و درهاى بهشت هشت . هفت در دوزخ ادراكات حيوانىاند پنج حواس ظاهر و دو حواس باطن يكى خيال و يكى وهم كه يكى مدرك صورتست و يكى مدرك معنى محسوسات . پس در هر كه عقل نباشد و اگر باشد بفرمان عقل نباشد و بفرمان عقل كار نكند و پيرو اين مدركات هفتگانه باشد و از عاقبت كارها انديشه نكند هر يكى از اين مدركات هفتگانه سبب رنج و عذاب وى گردد و هر زحمتى و ندامتى و
--> ( 1 ) - فجر 27 - 30 ( 2 ) - تا بفلك الافلاك ( 3 ) - مريم 71 - 73 ( 4 ) - بقره 257